الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
76
كفاية الأصول ( فارسى )
بگوئيم : اين صيغ ، موجد يعنى ايجادكنندهء وجودات انشائى هستند . يعنى : همانطور كه صيغهء افعل در باب اوامر ، براى انشاء طلب ( انشائى ) وضع شده است ، صيغ مذكور نيز براى تمنّى انشائى و يا ترجّى انشائى و امثال اينها وضع شدهاند . فى المثل : ليت ، براى اين وضع شده است كه با ارادهء شما ، مفهوم تمنّى ، لباس وجود بپوشد . منتهى وجود انشائى و نه ذهنى . نكته مهم اين است كه : نبايد وجود انشائى را با وجود حقيقى و يا ذهنى مقايسه نمود فى المثل : شما به وسيله صيغهء افعل و اشباه آن ، قصد مىكنيد كه طلب وجود پيدا كرده محقّق شود . در نتيجه با ارادهء شما و اظهار صيغه افعل ، طلب انشائى و يا به عبارت ديگر وجود انشائى محقّق مىشود . امّا : بر اين طلب انشائى محقّق ، شرعا و عقلا آثارى مترتب مىشود ، فى المثل : 1 - وقتى در باب اوامر گفته مىشود : آتوا الزكاة ، عقلاء مىگويند بايد از آن اطاعت نمود . 2 - يا وقتى در باب معاملات از جمله بيع ، انشائى با شرايط مربوطهء به آن صورت مىگيرد مبيع در اختيار خريدار و ثمن در اختيار فروشنده قرار مىگيرد . * حاصل و خلاصهء كلام آخوند راجع به جملات و صيغ انشائى چيست ؟ اين است كه : 1 - انشاء به معناى ايجاد است . 2 - در جملات انشائيّه ، قصد متكلّم اينست كه با گفتن اين صيغ ، معانى آنها را محقّق نمايد . پس : مدلول صيغ انشائيّه ، صرف ايجاد معناست و نه دلالت بر معناى قائم در نفس . فى المثل : 1 - با صيغهء ( لا تفعل ) مثل ( لا تشرب ) ، منشى قصدش ايجاد ترك شرب است . 2 - با صيغهء ( افعل ) مثل ( اقرأ ) ، قصد مىكند كه فعل قرائت را بواسطهء مخاطب ايجاب كند . خلاصه كلام اينكه : اگر صفات مشهور و معروف را مدلول كلام لفظى نداشتيم اينطور نيست كه كلام ، خارج از دهان بدون مدلول و بىمعنا باشد . به عبارت ديگر : وجود انشائى اعتبارى نيز نحوهاى و يا مرتبهاى از وجود است كه نامش طلب انشائى است تمنّى انشائى اعتبارى نيز نحوهاى و سنخى از وجود است ، همچنين تمليك انشائى و . . .